bookmark

معنای وشكرده

وشكرده [ veckarde ]

- [بكسر واو و سكون شين معجمه و راى مهمله و فتح كاف] آن‌كس را كه در كارها نيك تجربه كند و در عاقبت آن انديشه كند پس در آن كار شروع كند و بعضى گفته‌اند آن كس باشد كه كارها بجد كند و چست و چالاك باشد. و در سامى - بضم واو و كسر كاف و فتح دال - بنظر رسيده و بعربى و شكرده را شيحان گويند - بشين معجمه و هاى مهمله بوزن ريحان - و در ادات الفضلاء - بكسر واو - با جد و توش و توان باشد و - بفتح واو - چست و ساخته باشد و - بسين مهمله [2] - نيز آورده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1502)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏] كار كن و ساعى و با جد و جهد.و باقوت و قوى هيكل.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3862)
sourceLink

چست و ساخته.
(
فرهنگ قواس
, ص168)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.